ملا خليل بن غازي القزويني
403
صافى در شرح كافى (فارسى)
فِي در يَتَوَلّى فِيهَا براى تعليل و براى ظرفيّت مىتواند بود . و بنا بر اوّل ، مراد به تولّى ، تقليد در مسائل حلال و حرام است و بنا بر دوم ، مراد ، تقليد در تأويل آيات بيّنات است . الحِجى ( به كسر حاء بىنقطه و تخفيف جيم و الف مقصوره ) : خِرد . الضِّغْث ( به كسر ضاد بانقطه و سكون غين بانقطه و ثاء سه نقطه ) : دستهء گياه و مانند آن . يعنى : نصيحت كرد در منبر ، امير المؤمنين عليه السلام مردمان را ؛ به اين روش كه گفت كه : اى مردمان ! جز اين نيست كه سببِ واقع شدن اختلافها خواهشهاى نفس است كه پيروى كرده مىشود و حكمهايى است كه اختراع كرده مىشود . مخالفت كرده مىشود در آن حكمها كتاب اللَّه تعالى . كارسازِ خود مىكنند به وسيلهء آن حكمها ، مردانى ، مردانى را . بيانِ اين ، آن كه : اگر اين كه حكمهاى باطل كه بنا بر پيروىِ غير علم است ، خالص مىبود از مدد خواهش نفس ، پنهان نمىماند بر صاحب خِرد ؛ چه هيچ كس ، خود را بازى نمىداد به تأويل محكمات قرآن بر خلاف واقع . و اگر اين كه محكمات قرآن كه در آنها نهى از اختلاف از روى غير علم هست ، خالص مىبود از كممددى خواهش نفس ، نمىبود اختلاف از روى غير علم ، ميان اهل قبله در هيچ مسألهاى ، و ليك ، نه چنين است ؛ بلكه گرفته مىشود به سبب خواهش نفس از باطل ، دستهاى و از حق ، دستهاى ، پس به هم داخل كرده مىشود . پس مىآيند باطل و حق با هم در ذهن مكلّفان . پس در اين جا مستولى مىشود شيطان بر دوستان خود كه از پىِ باطل و خواهش نفس مىروند ، چنانچه در سورهء مجادله است و نجات مىيابند از بند شيطان و از خواهش نفس و پيروىِ باطل ، جمعى كه در مشيتِ اللَّه تعالى گذشته براى ايشان بهترين منزلتى كه جنّت است ، چنانچه در سورهء انبيا است . [ حديث ] دوم اصل : [ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ الْعَمِّيِّ يَرْفَعُهُ ، قَالَ : ] قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله : « إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي ، فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ